جگر لاله سیه مست ز میخانه کیست
مستی نرگس مخمور ز پیمانه کیست؟
شاعر در این شعر به توصیف عشق و حالاتی میپردازد که از آن بهعنوان مستی و شیدایی یاد میکند. او از عواطف و تصورات خود درباره معشوق و زیباییهای موجود در آن دنیای خاص سخن میگوید. با اشاره به عناصر مختلفی مانند نرگس، گل و پروانه، شاعر سئوالاتی را مطرح میکند که بیانگر جستجوی او برای شناختن و فهمیدن واقعیتها و احساساتش است. در نهایت، او از درد و عشق عمیق خود نسبت به معشوق مینالد و نشان میدهد که عشق نه تنها شادی بلکه رنج و اشتیاق نیز به همراه دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جگر لاله سیه مست ز میخانه کیست
مستی نرگس مخمور ز پیمانه کیست؟
باده حوصله پرداز لب و چشم بتان
نیست از سلسله تاک، ز میخانه کیست؟
عشق را راه سخن نیست در آن خلوت خاص
چشم مست تو گرانخواب ز افسانه کیست؟
نیست بر مهره گل، دیده بالغ نظران
رقص این نه صدف از گوهر یکدانه کیست؟
نه به پروانه توجه، نه به بلبل دارد
هیچ معلوم نگردید که جانانه کیست
می توان یافت ز گردی که بر افلاک رود
که گذار تو، به سر وقت که و خانه کیست
آب رحم از دل سنگین فلک می جوشد
برق رخسار تو مهمان سیه خانه کیست؟
زان تغافل که به لیلی دل مجنون دارد
دوربینان همه دانند که دیوانه کیست
ز آستین پر و بالی که به شمع افشاند
روشن است این که دل سوخته پروانه کیست
نیست چون مهره افلاک ز سیرش آرام
تا دل پاره ما سبحه صد دانه کیست
شد ز فریاد تو صائب جگر سنگ کباب
دل نالان تو ناقوس صنمخانه کیست؟