رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است
خار خشک و مژه اشک فشان هر دو یکی است
این شعر درباره یکسان بودن عشق و هوس و مقایسههای مختلفی است که شاعر بین چیزهای مختلف انجام میدهد. شاعر بیان میکند که در پیشگاه معشوق، همه چیز به یکدیگر وابسته و مشابه است؛ به عنوان مثال، خشکی خار و اشک، گل و علف، و عاطفه و بیحسی. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که در نظر عشق، درد و لذت، دل و عقل، و زیبایی و زشتی همه در یک سطح هستند. این شعر به نوعی نشاندهنده پیچیدگیهای عشق و تضادهای زندگی انسانی است و نشان میدهد که علیرغم تفاوتها، در نهایت چیزهای زیادی در زندگی یکسان هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی است
خار خشک و مژه اشک فشان هر دو یکی است
گل بی خار در آنجاست به خرمن، ورنه
تار گلدسته و آن موی میان هر دو یکی است
به نسیمی ز گلستان سفری می گردد
برگ عیش من و اوراق خزان هر دو یکی است
نشأه لطف دهد خشک و عتابی که تر است
سخن سخت تو و رطل گران هر دو یکی است
پیش آن کس که مرا سر به بیابان داده است
خرده جان من و ریگ روان هر دو یکی است
سری آن رشته به همتاب ندارد، ورنه
پیچ و تاب من و آن موی میان هر دو یکی است
از بصیرت خبری نیست تهی چشمان را
سنگ و گوهر به ترازوی جهان هر دو یکی است
چه ضرورت کنی راست به آتش خود را؟
پیش این کج نظران تیر و کمان هر دو یکی است
چه خیال است در آیینه مصور گردد؟
عکس رخسار تو و صورت جان هر دو یکی است
در خزان سرو چو ایام بهاران تازه است
دل چو آزاد شود سود و زیان هر دو یکی است
سخن ماست یکی گرچه دل ماست دو نیم
خامه یکدل ما را دو زبان هر دو یکی است
پیش سروی که به گل رفته مرا پا صائب
اشک خونین من و آب روان هر دو یکی است