در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است
این شعر بیانگر احساسات و نگرانیهای انسان درباره زندگی، تغییرات و احساسات مشترک در غم و شادی است. شاعر میگوید که هرچند مناسبتها و حالات ظاهری متفاوتند، اما در واقعیت همه چیز یکسان است. او به حرص و طمع انسانها اشاره میکند که در پی منافع دیگران هستند و همچنین به سختیهای زندگی اشاره دارد که در آن دلهای مردم به اندازه یکدیگر شبیهاند. به عبارت دیگر، انسانها همگی در رنج و شادی به نوعی همسویی دارند و در نهایت، به وحدت و یگانگی در زندگی اشاره میکند. این شعر پیامهایی از جمله همدلی و درک مشترک انسانها را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
فصل هر چند کند جامه بدل سال یکی است
حرص دایم ز برای دگران در گردست
حال این بی بصر و دیده غربال یکی است
عرق سعی برای دگران می ریزد
حاصل خواجه ز مال خود و حمال یکی است
هر نفس اهل هوس نیت دیگر دارند
دل این طایفه و قرعه رمال یکی است
پیش سوزن که به یک چشم جهان را بیند
گوهر عیسی و خرمهره دجال یکی است
پیش جمعی که ازین نشأه به تنگ آمده اند
شادی مردن و آزادی اطفال یکی است
دل اگر نرم شود کار جهان آسان است
گره سخت به سررشته آمال یکی است
ادب پیر خرابات نگهداشتنی است
طبع پیران و دل نازک اطفال یکی است
تا رسیدم به پریخانه وحدت صائب
پای طاوس مرا در نظر و بال یکی است