غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نغمه‌ها گرچه مخالف بود، آواز یکی است

پرده هر چند که بسیار شود، ساز یکی است

۲

کثرت موج ترا در غلط انداخته است

ورنه در سینه دریا گهر راز یکی است

۳

ذره و مهر، صفای دل ازو می یابند

صد هزار آینه و آینه پرداز یکی است

۴

چون نگردند به گرد سر مجنون شب و روز؟

شوخ چشمند غزالان و نظرباز یکی است

۵

صید فرش است درین دامگه، اما صیدی

که دهد سینه خود طرح به شهباز یکی است

۶

ز اختلاف سخن از راه نیفتی صائب

که درین پرده نه توی، سخنساز یکی است

بازگشت به سروده‌های صائب