حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
پرده خواب، سراپرده دولت بوده است
این شعر نشاندهندهی اندیشۀ عمیق شاعر به وضعیت زندگی و غفلتهای انسانی است. شاعر به انتقاد از دولتها و اوضاع اجتماعی میپردازد و میگوید که زندگی پر از غفلت و خوابآلودگی است. در عین حال، او به محدودیتهای عیش و خوشی اشاره میکند که با وحشت و ترس از نداشتن همراه است. شاعر به ناکامی در دستیابی به خوشبختی و سرنوشت خوب اشاره میکند و میگوید که دستیابی به بهشت، نیازمند تلاش و آگاهی است. در نهایت، او به این نکته میرسد که خوشی و شادی در زندگی به اندازه غفلتها وجود دارد و این آگاهی از وضعیت زندگی او را اندوهگین کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حاصل دولت دنیا همه غفلت بوده است
پرده خواب، سراپرده دولت بوده است
دامن دشت جنون را به غزالان دادند
وسعت عیش به اندازه وحشت بوده است
آنچه در سایه اقبال هما می جستیم
فرش در سایه دیوار قناعت بوده است
تا کشیدم ز جهان دست، فتادم به بهشت
دست کوتاه کلید در جنت بوده است
مو شکافی که کنون سرمه اهل نظرست
پیش ازین ناخنه چشم بصیرت بوده است
چشم شوری که ازان کامروایان ترسند
نمک سفره ارباب قناعت بوده است
این زمان تیغ تغافل همه مخصوص من است
ورنه زین پیشتر این آب به نوبت بوده است
دل آگاه، مرا ساخت مکدر صائب
شادی و عیش به اندازه غفلت بوده است