خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
مور در دست سلیمان به سخن آمده است
این شعر توصیف زیباییهای معشوق و حالاتی است که عشق و زیبایی در دل شاعر ایجاد کرده است. شاعر با استفاده از تصاویری همچون سیمین ذقن و لب یاقوت به وصف چهره محبوب میپردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. اشاره به مور در دست سلیمان و اشک گرمی که از چشم یمن آمده است، نشاندهنده قدرت و لطافت روحانی است. همچنین، شاعر از شور و شوقی که در طبیعت و گلستان وجود دارد، سخن میگوید و حس پیروزی و ضعف را در عشق خود احساس میکند. در انتها، با اشاره به طوطی و ناکامی در درک سخنان عاشقانه، نشاندهنده ناامیدی و کمتوجهی به زیباییهای عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
مور در دست سلیمان به سخن آمده است
در هوای لب یاقوت فروغ تو، سهیل
اشک گرمی است که از چشم یمن آمده است
این نه صبح است، که خورشید ز اندیشه جان
به سر راه تو با تیغ و کفن آمده است
چون نباشد خط مشکین تو در گرد نهان؟
که نفس سوخته از ناف ختن آمده است
شور محشر ز گریبان چمن گل کرده است
بلبل نغمه غریبی به چمن آمده است
جامه فتح ضعیفان سپر انداختن است
خصم با تیغ، عبث بر سر من آمده است
گوش ارباب سخن تنگ شکر چون نشود؟
طوطی خامه صائب به سخن آمده است