خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
چشم بد دور که بسیار بجا افتاده است
در این شعر، شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا و نمادگراییهای عمیق، به وصف زیباییهای عشق و معشوق میپردازد. خال زیر لب معشوق نشانهای از زیبایی اوست و شاعر اشاره میکند که دل او در گوشهای آرام است، در حالی که لبهای معشوق جذابیت خاصی دارند. همچنین، شاعر از احساسات درونی و اشتیاق خود برای معشوق سخن میگوید و به بیحالی و ناامیدی خود اشاره میکند. به طور کلی، شعر به معانی عمیق عشق و تأثیرات زیبایی بر روح انسان اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خال زیر لب آن ماه لقا افتاده است
چشم بد دور که بسیار بجا افتاده است
دل بی جرأت ما گوشه نشین ادب است
ورنه لعل لب او بوس ربا افتاده است
بی سرانجامتر از نقطه بی پرگارست
تا دل از حلقه زلف تو جدا افتاده است
بی سیاهی نتوان چشمه حیوان را یافت
خال در کنج لب یار بجا افتاده است
بی اشارت خم ابروی تو یک ساعت نیست
قبله ات شوختر از قبله نما افتاده است
نیک چون باز شکافی سر بی مغزی هست
هر کجا سایه ای از بال هما افتاده است
می کند رحم به آشفتگی ما صائب
هر که را کار به آن زلف دو تا افتاده است