غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است

پی خضرست که بر چشمه حیوان گشته است

۲

چهره نو خط ما روی مه کنعانی است

که کبود از اثر سیلی اخوان گشته است

۳

طمع رحم ازان دشمن ایمان زودست

که به تیغ خط بیرحم مسلمان گشته است؟

۴

وای بر عاشق بیچاره که هر حلقه خط

گرد رخساره او چشم نگهبان گشته است

۵

ماه از هاله سر خود به گریبان برده است

تا خط سبز به گرد رخ جانان گشته است

۶

خط که ارباب هوس را رقم نومیدی است

مد احسان من بی سر و سامان گشته است

۷

به صف محشر اگر روی نهد می شکند

لشکر حسن تو هر چند پریشان گشته است

۸

صائب از میوه جنت نخورد آب، دلش

دیده هر که بر آن سیب زنخدان گشته است

بازگشت به سروده‌های صائب