خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
پی خضرست که بر چشمه حیوان گشته است
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و از خط سبز دور لب او سخن میگوید که نماد زیبایی و عشق است. او به تأثیر محبت و عشق بر دل عاشق اشاره کرده و از دشواریهای عشق و ناامیدی در آن میگوید. شاعر همچنین به ویژگیهای ظاهری و باطنی محبوبش و دلتنگی خود اشاره میکند و به نوعی اشاره به بیوفایی یا بیرحمی دشمنان نیز دارد. در نهایت، شاعر از ناچاری عاشقانی سخن میگوید که به زیبایی محبوبشان مجذوب شدهاند و برای رسیدن به او دلتنگی و درد را تحمل میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط سبزی که به گرد لب جانان گشته است
پی خضرست که بر چشمه حیوان گشته است
چهره نو خط ما روی مه کنعانی است
که کبود از اثر سیلی اخوان گشته است
طمع رحم ازان دشمن ایمان زودست
که به تیغ خط بیرحم مسلمان گشته است؟
وای بر عاشق بیچاره که هر حلقه خط
گرد رخساره او چشم نگهبان گشته است
ماه از هاله سر خود به گریبان برده است
تا خط سبز به گرد رخ جانان گشته است
خط که ارباب هوس را رقم نومیدی است
مد احسان من بی سر و سامان گشته است
به صف محشر اگر روی نهد می شکند
لشکر حسن تو هر چند پریشان گشته است
صائب از میوه جنت نخورد آب، دلش
دیده هر که بر آن سیب زنخدان گشته است