غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شوق را شهپر توفیق سبکباری توست

راه نزدیک فنا، دور ز خودداری توست

۲

دامن دشت فنا پاکترست از کف دست

سنگ اگر هست درین راه، گرانباری توست

۳

چون پریشان نگذاریم قدم چون سیلاب؟

لغزش ما به تمنای نگهداری توست

۴

چون نگیرد نفس دام تو از کثرت صید؟

خط آزادی کونین، گرفتاری توست

۵

خواب در چشم مده راه به افسانه مرگ

که شب کاکل او زنده ز بیداری توست

۶

چون به خواری کشم ای عشق ز کوی تو قدم؟

عزت روی زمین در قدم خواری توست

۷

چشم بدبین به نی کلک تو صائب مرساد!

خاک، گنجینه گوهر ز گهرباری توست

بازگشت به سروده‌های صائب