چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
دل بیتاب سپندی است که در محفل اوست
این شعر درباره مفهوم عشق و وجود ارتباط عمیق میان انسانها و احساساتشان است. شاعر به تشریح حالاتی میپردازد که عشق ایجاد میکند و میگوید عشق فراتر از درد و غم است و در دل انسانها رخنه میکند. او بیان میکند که زندگی و دنیا چون تلاطم دریا هستند و عشق میتواند مایه آرامش باشد. همچنین اشاره به اینکه انسانها در این دنیا به دنبال شناخت واقعی خود و حقیقت هستند و در سفر برای پیدا کردن این حقیقت، هر کجا که بروند، همچنان در پی منزلگاه اصلی خود هستند. بهطور کلی، شعر بر اهمیت عشق، حقیقت و هدف در زندگی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
دل بیتاب سپندی است که در محفل اوست
شکوه از تنگدلی شیوه آگاهان نیست
که فتوحات جهان در گره مشکل اوست
عشق فارغ ز غم و درد گرفتاران نیست
رخنه در سینه هر کس که فتد در دل اوست
کام دنیای سبکرو به خودش می ماند
ماهی ریک روان موجه بیحاصل اوست
عشق بحری است که چون بر سر طوفان آید
دست شستن ز متاع دو جهان ساحل اوست
دست در گردن دلهای پریشان دارد
آن که از تیغ تغافل دو جهان بسمل اوست
سالکان ره تحقیق نشانی دارند
هر که مایل به دو عالم نبود مایل اوست
فرصت نقل مکان نیست برون زین عالم
هر که هر جا فتد از پای، همان منزل اوست
هر غباری که سر از پا نشناسد صائب
می توان یافت که دنباله رو محمل اوست