غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گریه ابر بهار از دل پر درد من است

چهره زرد خزان از نفس سرد من است

۲

به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟

گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است

۳

غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست

جای رحم است بر آن کس که هماورد من است

۴

پسته پوچ محال است که خندان گردد

سینه چاک گواه دل پر درد من است

۵

سالها شد که برون رفته ام از خود صائب

آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است

بازگشت به سروده‌های صائب