غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است

سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

۲

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد

جرعه اول مینا به زمین ریختن است

۳

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا

مشک را با جگر سوخته آمیختن است

۴

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش

مست را کار همین فتنه برانگیختن است

۵

دل به تار نفس سست مبند از غفلت

که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

۶

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب

گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

بازگشت به سروده‌های صائب