صدف بحر بقا سینه درویشان است
گوهر آن، دل بی کینه درویشان است
این متن به ویژگیها و فضایل درویشان (عارفان) اشاره دارد. صدفی که در آن گوهر دل درویشان نهان است، نماد خلوص و بیکینهگی آنهاست. در این اشعار به این نکته اشاره میشود که همه چیزهایی که آسمان برای فقرا فراهم میآورد، به مانند نوری است که در دل درویشان میدرخشد. همچنین به تضاد زندگی مرفه و ساده درویشان پرداخته شده و نشان میدهد که ثروتها و نعمتها در واقع در دلها و وجود درویشان واقعی است، نه در دست قدرتمندان. درویشان در مواجهه با جامعه، متواضع و خالی از توقع هستند و درد و رنجهای خود را در دل دارند. در نهایت، بیان میشود که در دنیای امروز، حمایت از فقرا کمتر دیده میشود و درویشان به عنوان مخلص و بندگان خدا در این جستجوی معنا تجسم مییابند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صدف بحر بقا سینه درویشان است
گوهر آن، دل بی کینه درویشان است
هر چه دارد فلک از بهر فقیران دارد
ماه نو صیقل آیینه درویشان است
مشت خونی که دل نافه ازو پر خون است
در ته خرقه پشمینه درویشان است
چهره نعمت الوان شهان چون لاله
داغ نان جو و کشکینه درویشان است
نیست در هفته ارباب توقع تعطیل
صبح شنبه شب آدینه درویشان است
می شود دل ز قبول نظر خلق سیاه
دست رد صیقل آیینه درویشان است
دل آسوده ز گنجینه شاهان مطلب
این گهر در صدف سینه درویشان است
نیست امروز هواخواه فقیران صائب
مخلص و بنده دیرینه درویشان است