نمک عشق در آب و گل درویشان است
حاصل روی زمین در دل درویشان است
این شعر به مدح و توصیف درویشان پرداخته و به ارزشهای معنوی و روحانی آنها اشاره میکند. شاعر معتقد است که عشق و نور حقیقت در دل درویشان نهفته است و خداوند بیشترین لطف و رحمت را شامل حال آنان میکند. درویشان به دلیل دلهای بیدار و زندهشان، به سادگی به حقیقت و معنای عمیق زندگی دست مییابند. همچنین، این شعر متذکر میشود که درویشان از ظواهر دنیا فارغ هستند و در دنیای مادی، چیزی جز گنج واقعی در دل آنها وجود ندارد. به طور کلی، این سروده بر جایگاه والا و خاص درویشان در نظام هستی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نمک عشق در آب و گل درویشان است
حاصل روی زمین در دل درویشان است
نور خورشید به ویرانه فزون می افتد
بیشتر لطف خدا شامل درویشان است
دل بیدار ازین صومعه داران مطلب
کاین چراغی است که در محفل درویشان است
گرچه از هر جگر چاک به حق راهی هست
راه نزدیکترش از دل درویشان است
سیل از خانه به دوشان چه تواند بردن؟
دل دریای خطر ساحل درویشان است
نغمه بال وپر سیرست سبکروحان را
ناله نی حدی محمل درویشان است
در زمینی که ازو بوی دل آید به مشام
پا بیفشار که سر منزل درویشان است
می کند سلطنت فانی خود را باقی
پادشاهی که دلش مایل درویشان است
دل پر آبله از سینه زهاد مجوی
جای این گنج گهر در دل درویشان است
پیش شمشیر قضا دست نمی جنبانند
جگر شیر کباب دل درویشان است
کیمیایی که ازو قلب جهان زر گردد
در رکاب نظر کامل درویشان است
در بساط من سودازده ز اسباب جهان
نیم جانی است اگر قابل درویشان است
چرخ با این همه انجم که در او می بینی
مشتی از خرمن بی حاصل درویشان است
جلوه نور حق از خاک سیه می بینند
در و دیوار کجا حایل درویشان است؟
گرچه از مردم دنیاست به ظاهر صائب
طینت خاکی او از گل درویشان است