غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است

آه ازین راه درازی که ترا در پیش است

۲

پیش جمعی که ز باریک خیالان شده اند

در جهان نوشی اگر هست، نهان در نیش است

۳

بیشتر عفو خداشامل حالش گردد

گنه هر که به میزان قیامت بیش است

۴

پرده پوشی چو خموشی نبود نادان را

کز نظرها کجی تیر نهان در کیش است

۵

عذر سنگین دلی تیغ ترا می خواهد

نمکی کز لب لعل تو مرا بر ریش است

۶

نیست درویش، فقیری که کند فقر اظهار

هر که پوشیده کند حاجت خود درویش است

۷

پیشی قافله ما به سبکباری نیست

هر که برداشته بار از دگران در پیش است

۸

صائب از قدر کفاف آنچه بود یک جو بیش

بر دل قانع من تخم دو صد تشویش است

بازگشت به سروده‌های صائب