غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست

صد طلسم است درین ره، که یکی زنجیرست

۲

ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی است

خطر راهروان از سگ غافل گیرست

۳

اشکریزان ترا سلسله ای حاجت نیست

در گلو گریه چو گردیده گره، زنجیرست

۴

ناخن شیر به گیرایی مژگان تو نیست

هر که با چشم تو پرخاش نماید شیرست

۵

در مذاقی که به شیرینی خون عادت کرد

لب پیمانه خنکتر ز دم شمشیرست

۶

ناوک راست رو از طعن خطا آسوده است

صائب پاک سخن را چه غم تقریرست؟

بازگشت به سروده‌های صائب