به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
هر بن موی کمینگاه نگاه دگرست
شعر به توصیف احساسات عاشقانه و نگاه عمیق به زیبایی معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که هر نگاه به معشوق حاوی چیز جدیدی است و تنها با یک بار تماشا، عشق سیر نمیشود. او همچنین اشاره میکند که محبت به معشوق نباید به خود بزرگبینی و خودخواهی منجر شود و عشق باید از دل برآید، نه تنها از زیبایی ظاهری. شاعر تأکید میکند که دوری از معشوق و راهیابی به او بسیار دشوار است و همیشه حسرت و longing در دل عاشق باقی میماند. در نهایت، شاعر میفهمد که اعتراف به گناه و عذرخواهی در برابر معشوق، نیازمند تدبیر و دعا است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
هر بن موی کمینگاه نگاه دگرست
چشم عاشق ز تماشای تو چون سیر شود؟
هر نگه سلسله جنبان نگاه دگرست
عرض خود را مده ای یوسف مصری بر باد
که نظر بسته ما چشم به راه دگرست
به خط و خال گرفتار مرا نتوان کرد
ترکتاز دل من کار سپاه دگرست
چشم خورشید ندارد نگه عالمسوز
چرخ، خاکستری از برق نگاه دگرست
با قضا پنجه زدن گرچه گناهی است بزرگ
ترک تدبیر و دعا نیز گناه دگرست
نیست شایسته دعوی دل خونین، ور نه
خط گواه دگر و خال گواه دگرست
رهنوردی که گرانبار علایق گردید
هر دم از نقش قدم در ته چاه دگرست
قطع شد راه و همان دوری منزل برجاست
دوری کعبه مقصود ز راه دگرست
تا ز صحرای وطن رخت به غربت نکشد
هر نفس یوسف ما بر لب چاه دگرست
چون به اقرار گنه لب نگشاید صائب؟
پیش ارباب کرم عذر، گناه دگرست