غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست

دیده آبله را هر مژه از نیشترست

۲

همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را

که سرافراز شدن در گرو این نظرست

۳

تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل است

از قدح با لب مخمور گذشتن هنرست

۴

رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرم

نامه حسرت ما خونی صد بال و پرست

۵

چون صدف کاسه دریوزه به نیسان نبریم

جگر تفته ما تشنه آب گهرست

بازگشت به سروده‌های صائب