دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
گره جبهه خوبان، گره پیوندست
این شعر به بیان احساسات عمیق و فلسفی درباره عشق، امید و آزادی میپردازد. شاعر اشاره میکند که دلها به امید ثمر و کامیابی خوشحال هستند، حتی اگر پیوندهایی که ایجاد میکنند، محدودیتهایی به همراه داشته باشد. او به فلسفه آزادی و عدم وابستگی به دنیا اشاره میکند و میگوید که دردی که انسانها میکشند، نشانی از نیاز به آزادی است. همچنین اشاره میکند که باید به قسمت خود راضی باشیم و در این دنیای پر از وحشت، تلاش کنیم تا خوشبین بمانیم. او به تنهایی عارفان و عدم شکایت آنها از این وضعیت اشاره میکند و در نهایت میگوید که اگر دلها شفاف و مملو از محبت باشند، زیبایی و شکرگزاری را در زندگی خواهند یافت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
گره جبهه خوبان، گره پیوندست
پرده خواب گران است سبک مغزان را
سایه بال هما گرچه سعادتمندست
سرو را نیست ز پیوند به خاطر گرهی
دل آزاده ما را چه غم فرزندست؟
دردمندی است پر و بال اثر افغان را
ناخن ناله نی سینه خراش از بندست
هر که ما را کند آزاد ز خود، قبله ماست
عاشقان را به سر دار فنا سوگندست
باش خرسند به قسمت که درین وحشتگاه
هست اگر جنت دربسته، دل خرسندست
عارفان را گله از وحشت تنهایی نیست
نخل چون خوش ثمر افتد غنی از پیوندست
صائب از تنگی دل شکوه ز کوته نظری است
که دل غنچه گل چاک ز شکرخندست