شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
چه توان کرد که فریاد رسم فریادست
شاعر در این شعر از حسرت و درد جدایی میگوید و بیان میکند که در شب هجران، دلش به نالهها شاد میشود. او به ویژگیهای عشق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق به معشوق عمیق و بالاست. بعضی افراد به دلیل اندیشههای محدودشان به عشق طعنه میزنند، ولی او به آزادی و زیبایی عشق اشاره میکند. همچنین، او به هنر و مهارت در عشق و زندگی میپردازد و بیان میکند که ارزش و قیمت هر چیز به استعداد و توانایی آن بستگی دارد. در نهایت، شاعر به ستایش قلم و هنر نویسندگی میپردازد و میگوید که این هنر میتواند دنیای کلام را زنده کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
چه توان کرد که فریاد رسم فریادست
رتبه عشق ز معشوق بلندی گیرد
قمری از طعنه کوته نظران آزادست
کار با جذبه عشق است عزیزان، ورنه
بوی پیراهن یوسف گرهی بر بادست
سهل کاری است به فتراک سر ما بستن
صید را زنده گرفتن هنر صیادست
از سواد ورق لاله چنین شد روشن
که سیه بختی و خونین جگری همزادست
هر متاعی که بود قیمت و قدری دارد
آنچه با خاک برابر شده استعدادست
لوح تعلیم ز آیینه به پیشش مگذار
طوطی خط تو در مشق سخن استادست
آفرین بر قلم نافه گشایت صائب
که ز تردستی او ملک سخن آبادست