دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست
بال موج خطر از کشتی بی لنگر ماست
این شعر به توصیف احساسات عمیق و عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون طوفان، کشتی بی لنگر و می، به ناامیدی و دردهای عاشقانه اشاره میکند. او به زیبایی وجود عشق و نقش آن در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که عشق حتی در سختترین زمانها میتواند دل را تسکین دهد. همچنین شاعر به توانایی عشق در آشکار کردن زیباییهای پنهان اشاره میکند و به اهمیت خلوص در بیان احساسات تاکید میکند. به طور کلی، این شعر تمایل به عشق و جستجوی حقیقت در دلهای سوخته را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست
بال موج خطر از کشتی بی لنگر ماست
بوسه آن لب میگون و لب ما، هیهات
این می لعل، زیاد از دهن ساغر ماست
عشرت روی زمین، قالب بی جانی ازوست
از سر کوی تو خشتی که به زیر سر ماست
راه عشق است که از سر بودش سنگ نشان
هر که سر در سر این کار کند رهبر ماست
همچو اوراق خزان هر ورقش در جایی است
گر به ظاهر دل صد پاره ما در بر ماست
دل ما از نفس سوختگان تازه شود
هر کجا هست جگر سوخته ای عنبر ماست
نور خورشید در آیینه ما مستورست
جای رحم است بر آن دیده که روشنگر ماست
چشم ما پردگی از سرمه حیرت شده است
ورنه آن آینه رو در ته خاکستر ماست
هر دلی را سخن ما نپذیرد صائب
سینه پاک دهانان، صدف گوهر ماست