غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

آخر ای خانه برانداز سرای تو کجاست؟

۲

روزنی نیست که چون ذره نجستیم ترا

هیچ روشن نشد ای شمع که جای تو کجاست

۳

گر وفای تو فزون است ز اندازه ما

آخر ای دلبر بیرحم، جفای تو کجاست؟

۴

جنگ و بدخویی و بیرحمی و بی پروایی

همه هستند به جا، صلح و صفای تو کجاست؟

۵

ای نسیم سحر، ای غنچه گشاینده دل

وقت یاری است، دم عقده گشای تو کجاست؟

۶

بوسه ای از لب شیرین تو ای تنگ شکر

ما گرفتیم نخواهیم، عطای تو کجاست؟

۷

صائب از گرد خجالت شده در خاک نهان

موجه رحمت دریای عطای تو کجاست

بازگشت به سروده‌های صائب