مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت
به زور می چو مینا از میان مستان ربایندت
این شعر به این مضمون میپردازد که از زیبایی و جذابیت دنیا، به ویژه در می و شادیهای زودگذر، نباید فریب خورد. شاعر هشدار میدهد که ممکن است افرادی با نیتهای بد و فریبنده از شما بهرهبرداری کنند. او به کنایه به غنچه و گل اشاره میکند و از خطراتی که در پس این زیباییها وجود دارد سخن میگوید. در نهایت، با استفاده از مثالهای مختلف، بر لزوم هوشیاری در برابر مکر و نیرنگ تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت
به زور می چو مینا از میان مستان ربایندت
فریب عالم آب از سبک مغزی مخور چون کف
که از آغوش هم، چون موج، تردستان ربایندت
مشو چون غنچه از افسون باد صبحدم خندان
که کودک مشربان چون گل ازین بستان ربایندت
اگر از باده گلگون چنین سرشار خواهی شد
ز دست یکدگر چون جام می مستان ربایندت
ازان بی پرده چون صائب نصیحت می کنم انشا
که می ترسم به مکر و حیله و دستان ربایندت