غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟

رو به این آیینه آورده است آه از شش جهت

۲

کاش سر تا پای می گشتم نظر چون آفتاب

تا به رخسار تو می کردم نگاه از شش جهت

۳

کعبه و بتخانه ای در عالم توحید نیست

عاشق یکرنگ دارد قبله گاه از شش جهت

۴

کاهلی پیچیده دارد دامن ما را به دست

ورنه دارد کعبه کوی تو راه از شش جهت

۵

هر که را دیدیم حیران قد رعنای اوست

بر علم دارد نظر دایم سپاه از شش جهت

۶

هر که گردد بی سر و پا در خم چوگان چرخ

نور از خورشید می گیرد چو ماه از شش جهت

۷

تا به کی در جستجوی آن نگار بی جهت

کاروان گریه اندازم به راه از شش جهت

۸

چون به تلخی عاقبت بر جای می باید گذاشت

چند چون زنبور سازی تکیه گاه از شش جهت

۹

نیست صائب فرصت پرسیده راه صواب

در میان دارد مرا از بس گناه از شش جهت

بازگشت به سروده‌های صائب