چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟
رو به این آیینه آورده است آه از شش جهت
این شعر به نوعی سرگشتگی و حیرت عاشق در جستجوی معشوق پرداخته است. شاعر از شش جهت مختلف، یعنی از زوایای گوناگون، به توصیف عشق و محبوب میپردازد. او آرزو میکند که ای کاش بتواند مانند آفتاب، به چهره معشوقش نگریسته و از نور عشق او بهرهمند شود. شاعر به این نکته اشاره میکند که در عالم توحید، تنها عشق یکرنگ و ناب است و هیچ مکان مقدسی بهتر از عشق به معشوق نیست. همچنین، او به کاهلی و دست وپاگیری خود در این مسیر اشاره میکند و با حسرت از بیمعنایی جستجوی مداوم برای یافتن معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به احساس گناه و عدم فرصت برای رسیدن به حقیقت و صواب اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟
رو به این آیینه آورده است آه از شش جهت
کاش سر تا پای می گشتم نظر چون آفتاب
تا به رخسار تو می کردم نگاه از شش جهت
کعبه و بتخانه ای در عالم توحید نیست
عاشق یکرنگ دارد قبله گاه از شش جهت
کاهلی پیچیده دارد دامن ما را به دست
ورنه دارد کعبه کوی تو راه از شش جهت
هر که را دیدیم حیران قد رعنای اوست
بر علم دارد نظر دایم سپاه از شش جهت
هر که گردد بی سر و پا در خم چوگان چرخ
نور از خورشید می گیرد چو ماه از شش جهت
تا به کی در جستجوی آن نگار بی جهت
کاروان گریه اندازم به راه از شش جهت
چون به تلخی عاقبت بر جای می باید گذاشت
چند چون زنبور سازی تکیه گاه از شش جهت
نیست صائب فرصت پرسیده راه صواب
در میان دارد مرا از بس گناه از شش جهت