خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
زنده دل را کرد در گور آن که این روزن گرفت
شاعر در این اشعار به عواطف عمیق و تجربیات انسانی اشاره میکند. او از ایمان و عشق سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه این احساسات میتوانند انسان را در چالشها و سختیها قوی کنند. در متن، عشق به عنوان نیرویی قدرتمند معرفی میشود که میتواند حتی در دلترین لحظات زندگی نیز تاثیرگذار باشد. همچنین، شاعر به تفاوت میان افراد اشاره میکند؛ برخی در سختیها و دشواریها به مقاومت و ثبات خود ادامه میدهند، در حالی که دیگران به سادگی از چالشها میگذرند. به طور کلی، این اشعار به جستجوی معنا و حقیقت در زندگی و عشق پرداخته و بر اهمیت شجاعت و ایستادگی در برابر مشکلات تاکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
زنده دل را کرد در گور آن که این روزن گرفت
سرمه چشم ملایک می شود خاکسترش
هر که را برق تمنای تو در خرمن گرفت
برنمی خیزد به تعظیم قیامت از زمین
خاک دامنگیر عزلت هر که را دامن گرفت
می کند از خون خود شیرین، دهان تیشه اش
هر که چون فرهاد کار عشق بر گردن گرفت
از دل سخت تو نتوانست لطفی واکشید
آه گرم من که از ریگ روان روغن گرفت
از لباس عاریت هر کس به آسانی گذشت
در گریبان مسیحا جای چون سوزن گرفت
گوهر شهوارم اما زیر پا افتاده ام
بوسه زد بر دست خود هر کس که دست من گرفت
نیست صائب روز میدان در شمار پردلان
هر که نتواند به مردی تیغ از دشمن گرفت