غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت

موج خون زنگ از دل افلاک خواهد بر گرفت

۲

خاکها در کاسه چشم غزالان کرده است

کی مرا از خاک آن فتراک خواهد بر گرفت؟

۳

آن که از خود برندارد ناز از گردنکشی

کی غمم از خاطر غمناک خواهد برگرفت؟

۴

هر غباری کز دلم اشک صراحی برنداشت

در بهاران آب چشم تاک خواهد بر گرفت

۵

زود می گردد کباب آرزوها خامسوز

گر نقاب از روی آتشناک خواهد بر گرفت

۶

سهل باشد کرد اگر عالم زبان بر من دراز

سیل اشک از راهم این خاشاک خواهد بر گرفت

۷

روی آتشناک خود را می کند شمع مزار

گر به این تمکین مرا از خاک خواهد برگرفت

۸

شاخ گل کرده است در گلزار خوش دستی بلند

تا بر و دوش که را از خاک خواهد برگرفت؟

۹

هیچ زین به نیست صائب کز سر من وا شود

عقده ای گر از دلم افلاک خواهد برگرفت

بازگشت به سروده‌های صائب