گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
موج خون زنگ از دل افلاک خواهد بر گرفت
این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است که به تصویر کشیدن ظلم، ناکامیها و آرزوهای برآورده نشده میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای طبیعی و نمادهای انسانی، احساس غم و ناتوانی خود را از دست دادن محبت و زیبایی در زندگی ابراز میکند. او به دنبال رهایی از غم و درد است و به همین دلیل، خواستار تغییر و فراموشی در زندگیاش میباشد. در نهایت، به دنبال راهی است که او را از بار سنگین گذشته و احساسات منفی رهایی بخشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
موج خون زنگ از دل افلاک خواهد بر گرفت
خاکها در کاسه چشم غزالان کرده است
کی مرا از خاک آن فتراک خواهد بر گرفت؟
آن که از خود برندارد ناز از گردنکشی
کی غمم از خاطر غمناک خواهد برگرفت؟
هر غباری کز دلم اشک صراحی برنداشت
در بهاران آب چشم تاک خواهد بر گرفت
زود می گردد کباب آرزوها خامسوز
گر نقاب از روی آتشناک خواهد بر گرفت
سهل باشد کرد اگر عالم زبان بر من دراز
سیل اشک از راهم این خاشاک خواهد بر گرفت
روی آتشناک خود را می کند شمع مزار
گر به این تمکین مرا از خاک خواهد برگرفت
شاخ گل کرده است در گلزار خوش دستی بلند
تا بر و دوش که را از خاک خواهد برگرفت؟
هیچ زین به نیست صائب کز سر من وا شود
عقده ای گر از دلم افلاک خواهد برگرفت