غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت

خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت

۲

خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب

گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت

۳

گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف

موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت

۴

تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار

صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت

۵

نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان

چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت

۶

خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا

در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت

بازگشت به سروده‌های صائب