می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
موج با این شهپر توفیق از دریا گذشت
این شعر به موضوع گذر زمان و تاثیرات عمیق آن بر زندگی انسان اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت، از جمله دریا، صحرا و آتش، به ما یادآوری میکند که زندگی همچون یک جریان سریع است و ما باید از فرصتها بهرهبرداری کنیم. او همچنین به قدرت عشق و تاثیر آن بر دل انسانها اشاره میکند و به این نکته میپردازد که تأثیر واقعی ناشی از اعمال و رفتار است نه تنها از کلام. در پایان، شاعر به فرار و ناپایدار بودن زندگی اشاره میکند و توصیه میکند که از گذشته و آینده نپرسیم، چرا که زندگی همچون یک گردباد است که از کنار ما میگذرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می توان با همت سرشار از دنیا گذشت
موج با این شهپر توفیق از دریا گذشت
هر سر خاری دم از شمع تجلی می زند
تا کدامین آتشین رخسار ازین صحرا گذشت
یک شرر تخم محبت در دل شیرین نکاشت
تیشه آتش نفس چندان که بر خارا گذشت
آب حیوان و می روشن ز یک سرچشمه اند
از سر جان بگذرد هر کس که از صهبا گذشت
آخر ای عمر سبکرو این قدر تعجیل چیست؟
سیل ازین آهسته تر از دامن صحرا گذشت
خصم را بی برگی ما خون رحم آرد به جوش
برق چون ابر بهار از کشتزار ما گذشت
کار، تأثیر نفس دارد نه آواز بلند
ورنه در فریاد بتواند خر از عیسی گذشت!
صائب از آغاز و انجام حیات ما مپرس
گردبادی بود پنداری که بر صحرا گذشت