غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از پر سیمرغ اگر دست حمایت زال داشت

از غم عالم مرا هم عشق فارغبال داشت

۲

داشت تا اندیشه او بر سر زانو سرم

ساق عرش از قامت خم گشته ام خلخال داشت

۳

زنگ ظلمت بود از آب زندگانی قسمتش

تا سکندر روی در آیینه اقبال داشت

۴

داشت آتش زیر پا امشب خیالش در نظر

این غزال شوخ تا چشم که در دنبال داشت؟

۵

تا چو شبنم چشم وا کردم درین بستانسرا

سبزه بخت مرا خواب گران پامال داشت

۶

عالمی بر عیش خوش پرگار من می برد رشک

تا دل دیوانه جا در حلقه اطفال داشت

۷

شبنم از مهر خموشی محرم گلزار شد

بلبل ما را ز گل محروم قیل و قال داشت

بازگشت به سروده‌های صائب