غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کی حذر از خون خلق آن غمزه خونریز داشت؟

داشت پرهیزی گر این بیمار، از پرهیز داشت

۲

تا نشد آب، از نقاب غنچه سر بیرون نکرد

بس که گل شرمندگی زان روی شبنم خیز داشت

۳

رهنوردی بود چون شبدیز اگر پرویز را

کوهکن هم قاصدی چون ناله شبخیز داشت

۴

برد همت ذره ما را به اوج آسمان

ورنه کی خورشید پروای من ناچیز داشت؟

۵

پرده تا برداشت از رخ بی نیازیهای حق

زیر پا افکند هر کس هر چه دستاویز داشت

۶

در شهادتگاه وحدت عاشقان را یکسرند

آن که بر سر تیشه زد، قصد سر پرویز داشت

۷

تا قیامت گر به من صائب بنازد دور نیست

کی چو من آتش زبانی کشور تبریز داشت؟

بازگشت به سروده‌های صائب