غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست

مصرع پیچیده زلف این قدر پیچیده نیست

۲

یک دل آسوده نتوان یافت در این نه صدف

در محیط آفرینش گوهر سنجیده نیست

۳

فارغند از دار و گیر آرزو آزادگان

سرو را بیمی ز خار از دامن برچیده نیست

۴

سینه گرم از دلم آرام و طاقت برده است

دانه را آسودگی در تابه تفسیده نیست

۵

می توان در شیر خالص، موی را بی پرده دید

سینه صافان را اگر عیبی بود پوشیده نیست

۶

از تصنع معنی برجسته نازل می شود

هیچ عیبی شعر را چون لفظ بر هم چیده نیست

۷

از دل شوریده، حرف عاقلان جستن خطاست

ربط را کاری به اوراق ز هم پاشیده نیست

۸

تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟

کعبه را صائب نظر بر جامه پوشیده نیست

بازگشت به سروده‌های صائب