طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
پرده بیگانگی اینجا به جز سجاده نیست
این شعر به بررسی مفهوم آزادی و طاعت میپردازد. شاعر بیان میکند که اطاعت ظاهری، نشاندهنده آزادگی واقعی نیست و تنها یک ظاهرسازی است. او تأکید میکند که برای آزادگی، باید از قید و بندها رها شد و این آزادی در واقعیات عمیقتری کشف میشود. شاعر همچنین به تناقضها و چالشهای عشق و آزادگی اشاره میکند و میگوید که برای درک معانی عمیقتر، باید از ظواهر بصری فراتر رفت. در نهایت، شاعر به حقیقت عشق و تلاطمهای آن اشاره کرده و میگوید که آزادگی در گروی درک عمیقتری از خود و روابط است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
پرده بیگانگی اینجا به جز سجاده نیست
در صف مستان که بیرون رفتن از خود طاعت است
بادبان کشتی می کمتر از سجاده نیست
از هوا مرغان فارغبال روزی می خورند
در قفس هم رزق ما بی طالعان آماده نیست
لغزش مستانه ما عذرها دارد، ولی
عذر ما را کی پذیرد هر که کار افتاده نیست؟
نقشبندان معانی را برای مشق فکر
تخته مشقی به از رخساره های ساده نیست
راه حرف از خنده گل عندلیبان یافتند
دور باشی حسن را چون جبهه نگشاده نیست
بیقراری لازم آغاز عشق افتاده است
جوش خامی در زمان پختگی با باده نیست
دعوی آزادگی از سرو، رعنایی بود
سرکشی صائب طریق مردم آزاده نیست