غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست

پرده بیگانگی اینجا به جز سجاده نیست

۲

در صف مستان که بیرون رفتن از خود طاعت است

بادبان کشتی می کمتر از سجاده نیست

۳

از هوا مرغان فارغبال روزی می خورند

در قفس هم رزق ما بی طالعان آماده نیست

۴

لغزش مستانه ما عذرها دارد، ولی

عذر ما را کی پذیرد هر که کار افتاده نیست؟

۵

نقشبندان معانی را برای مشق فکر

تخته مشقی به از رخساره های ساده نیست

۶

راه حرف از خنده گل عندلیبان یافتند

دور باشی حسن را چون جبهه نگشاده نیست

۷

بیقراری لازم آغاز عشق افتاده است

جوش خامی در زمان پختگی با باده نیست

۸

دعوی آزادگی از سرو، رعنایی بود

سرکشی صائب طریق مردم آزاده نیست

بازگشت به سروده‌های صائب