غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست

رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست

۲

می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنی

این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست

۳

بی سبب از شاهراه وعده بیرون می روی

این روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست

۴

از کنار شمع می آری برون پروانه را

شعله آتش حریف تندی خوی تو نیست

۵

پر مرنجانم که رو در کافرستان می نهم

حلقه زنار کم از حلقه موی تو نیست

بازگشت به سروده‌های صائب