غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یک حباب قلزم توحید بی اکلیل ست

هیچ موجی بی صدای شهپر جبریل نیست

۲

زیر دیوار گرانجانی نمانند اهل دل

کعبه را بیم خرابی از سپاه فیل نیست

۳

تحفه عاشق نگاهان دیده حیران بس است

هیچ دستاویز سایل را به از زنبیل نیست

۴

به که از پشت پدر راه فنا گیریم پیش

مهلت ده روزه ما قابل تحویل نیست

۵

چاره وارستگی از خلق، ترک صحبت است

قطع افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست

۶

بی نگاه گرم نبود گوشه ابروی او

هرگز این محراب عالمسوز بی قندیل نیست

۷

لازم عشق است بخت تیره و روز سیاه

نیل چشم زخم یوسف غیر رود نیل نیست

۸

می زند بر قلب گردون آه درد آلود ما

پشه ما را محابا از شکوه فیل نیست

۹

در خرابات مغان صائب لب دعوی ببند

صحبت حال است اینجا، جای قال وقیل نیست

بازگشت به سروده‌های صائب