غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست

فتح اقلیم قفس جز در شکست بال نیست

۲

شرم هشیاری زبان بند شکایت گشته است

می اگر باشد، زبان شکوه مالال نیست

۳

هر کجا پای محبت در میان باشد خوش است

حلقه زنجیر، لیلی را کم از خلخال نیست

۴

هر قدر خواهد دلت، عرض تجلی کن به دل

خانه آیینه تنگ از کثرت تمثال نیست

۵

در حریم وصل او صائب خموشی پیشه کن

مجلس حال است اینجا، جای قیل و قال نیست

بازگشت به سروده‌های صائب