روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او میگوید که دلش تنها به شکست از یار شادابش دچار است و اشاره میکند که دیوانگی و جنون او هیچگاه محدود نخواهد شد. عشق و دلنوشتههایش را با زیبایی و ظرافت وصف میکند و به نوعی به سختیهای عشق و جدایی اشاره دارد. در نهایت، شاعر میگوید که هیچ چیزی نمیتواند مانند محبت یار او را به دام بیاندازد، زیرا عشق او بسیار خاص و منحصر به فرد است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست
تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم
دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست
چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟
آخر ای بی رحم، جان شیشه ای از سنگ نیست
خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کنند
چاردیوار قفس بر عندلیبان تنگ نیست
صائب ار ذوق تماشا گرد دل می گرددت
هیچ دامی همچو دام طره شبرنگ نیست