غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست

قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست

۲

تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم

دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست

۳

چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟

آخر ای بی رحم، جان شیشه ای از سنگ نیست

۴

خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کنند

چاردیوار قفس بر عندلیبان تنگ نیست

۵

صائب ار ذوق تماشا گرد دل می گرددت

هیچ دامی همچو دام طره شبرنگ نیست

بازگشت به سروده‌های صائب