هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست
هیچ دستی در جهان بالای دست تاک نیست
این شعر به زیبایی و متمایز بودن صفات و ویژگیهای خاص چیزها اشاره میکند. شاعر میگوید هیچ چیزی به اندازه گل رز در باغ زیبا و شگفتانگیز نیست، و هیچ دستی در جهان به پای دستی که انگور را برداشت میکند نمیرسد. همچنین، تشبیه میشود که گردن ما همچون قمری در طوق وفا است و ما درگیر سرکشی نیستیم. در ادامه، به زیبایی جوهره و حسن بدون زحمت اشاره میشود و بیان میشود که آتش عشق گل زیر بار سنگین خاشاک قرار ندارد. در نهایت، شاعر با تاکید بر لذت و سرزندگی، پیشنهاد میدهد که همچون صایب زندگی کنیم و هیچ زهر ناگواری برای اهل تفکر به اندازه تریاک وجود ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هیچ نخلی همچو رز در بوستان چالاک نیست
هیچ دستی در جهان بالای دست تاک نیست
همچو قمری گردن ما در خم طوق وفاست
صید ما را سرکشی از حلقه فتراک نیست
سبحه چون مار سیه بر دست ما پیچیده است
ورنه چین نارسایی در کمند تاک نیست
حسن او بی صنعت مشاطه عالمسوز شد
آتش گل زیر بار منت خاشاک نیست
همچو صائب با مفرح سر کن و سرسبز باش
هیچ زهری بهر اهل فکر چون تریاک نیست