پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
بحر را از پنجه خونین مرجان باک نیست
این شعر به بیان احساسات و افکار عمیق شاعر در مورد پاکدامانی، عشق و آزادی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که افرادی که نیت پاک دارند، از تهمتها و نظرات منفی دیگران آسیب نمیبینند. او عشق را به عنوان یک حس باارزش توصیف میکند که باید با غیرت و شجاعت همراه باشد. شاعر به زیباییهای طبیعت و عشق به آن اشاره میکند و میگوید که باید نسبت به گردشهای زمان و مشکلات زندگی بیتوجه بود. در نهایت، شاعر بر این باور است که ارزشهای واقعی زندگی وابسته به نگرش و رفتار فرد است و به دنبال تحقق آرزوها و نیازهای روحی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پاکدامان را غمی از تهمت ناپاک نیست
بحر را از پنجه خونین مرجان باک نیست
نیست اگر آب حیا در چشم گردون گو مباش
شکرلله تخم امیدی مرا در خاک نیست
گل به گلچین دست داد و بلبل از غیرت نسوخت
عشق بی غیرت برآید، حسن چون بیباک نیست
می شوند از گردش چشم بتان زیر و زبر
عشقبازان را غمی از گردش افلاک نیست
گر کمند وحدتی در عالم ایجاد هست
پیش سربازان به غیر از حلقه فتراک نیست
می شود از خاک افزون دام را حرص شکار
چشم نرم حرص را اندیشه ای از خاک نیست
مصرع برجسته مستغنی است از تحسین خلق
از خس و خاشاک بال شعله ادراک نیست
پاس اوقات شریف از در گشودن مانع است
کعبه حاجت روا در بسته از امساک نیست