صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
یک دو ساعت در گلستان عمر شبنم بیش نیست
این شعر به بیان ناپایداری و زودگذر بودن زندگی و خوشیها میپردازد. شاعر به وجود لحظات کوتاه شادی و خوشحالی اشاره میکند و میگوید که در دنیای فانی، همه چیز چون صبحی زودگذر است. احساسات انسانی مانند گریه و خنده را نیز به همین ترتیب ناپایدار توصیف میکند و نشان میدهد که حتی بزرگترین آرزوها و امیدها هم در نهایت به چیزی نمیرسند. همچنین، شاعر به ناامیدی و تلخی برخی از واقعیتهای زندگی اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که لذتهای زندگی در کنار نزدیکان و عزیزان نمیتواند دائمی باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیست
یک دو ساعت در گلستان عمر شبنم بیش نیست
گریه در دنبال خنده بیجای من
یک نفس خوشحالی دلهای بی غم بیش نیست
دعوی بیجا زبان تیغ می سازد دراز
مرغ بی هنگام را آوازه یک دم بیش نیست
زود از دنیا سبکروحان گرانی می برند
یک دو ساعت بار روح الله به مریم بیش نیست
چون خموشی را به صد رغبت نگیرد از هوا؟
رزق شمع از روشنی اشک دمادم بیش نیست
می شود روشن گهر را دل سیاه از اعتبار
از حکومت رو سیاهی رزق خاتم بیش نیست
آرزوی بوس و امید کنار از سادگی است
حاصل از خورشیدرویان چشم پر نم بیش نیست
چرخ کم فرصت به روشن گوهران باشد بخیل
خنده صبح جهان افروز یک دم بیش نیست
عیش شیرین نیست صائب رزق نزدیکان حق
آب تلخی در بساط چاه زمزم بیش نیست