وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست
دوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست
این شعر به مفهوم عشق و تلاش برای وصال اشاره دارد. شاعر بیان میکند که ارتباط با محبوب فقط به تلاش و تدبیر بستگی ندارد و دوری از محبوب هم به دلیل کاستیهای شب نیست. او از تجربههای خودش سخن میگوید که با وجود موانع، مثل سیلابها، عبور کرده است و همچنین تأکید میکند که عشق به مانند داستان یوسف و زلیخا، همیشه آسان نیست. در انتها، شاعر توصیه میکند که در جستجوی معشوق، نباید احساسات را نادیده گرفت و به دنبال علامتها و نشانهها باشیم، چرا که نالههای یک دلسوخته، قدرت بیشتری از صداهای ساده دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست
دوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست
بارها سیلاب را در نیمه راه افکنده ام
آهنین پایی چو من در حلقه زنجیر نیست
آستین افشانی یوسف، گل وارستگی است
عشق اگر مشاطه می گردد زلیخا پیر نیست
بیقراران نامه بر از سنگ پیدا می کنند
کوهکن را قاصدی بهتر ز جوی شیر نیست
می روی از کوی او صائب دلت را واگذار
این جرس را قوت یک ناله شبگیر نیست