غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

وصل زلف او به دست کوشش تدبیر نیست

دوری این راه از کوتاهی شبگیر نیست

۲

بارها سیلاب را در نیمه راه افکنده ام

آهنین پایی چو من در حلقه زنجیر نیست

۳

آستین افشانی یوسف، گل وارستگی است

عشق اگر مشاطه می گردد زلیخا پیر نیست

۴

بیقراران نامه بر از سنگ پیدا می کنند

کوهکن را قاصدی بهتر ز جوی شیر نیست

۵

می روی از کوی او صائب دلت را واگذار

این جرس را قوت یک ناله شبگیر نیست

بازگشت به سروده‌های صائب