غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست

هست دایم در نظر آن کس که از دل دور نیست

۲

دشمنی با شوربختان چرخ بیجا می کند

این کباب خوش نمک محتاج چشم شور نیست

۳

می دهد اندوختن داغ پشیمانی ثمر

آتشی چون شهد بهر خانه زنبور نیست

۴

شکوه ها دارد ز شور عشق داغ بوالهوس

دیده بی شرم را حق نمک منظور نیست

۵

از رگ خامی ندارد راه دل در بزم عشق

چینی مودار، باب مجلس فغفور نیست

۶

تیغ را بی دست و پا سازد سپر انداختن

خاک اگر سر پنجه خورشید تابد دور نیست

۷

دشمنان را مهربان سازد دل بی کینه ام

آشنارویم، ز من بیگانگی مقدور نیست

۸

آسمان صائب ز جوش اشک من در هم شکست

شیشه نازک حریف باده پر زور نیست

بازگشت به سروده‌های صائب