افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست
این شعر به نقد و بررسی اوضاع اجتماعی و انسانی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دنیا مشکلات و نواقصی وجود دارد که نباید زیاد به آنها فکر کرد، زیرا اندیشیدن به آنها موجب سردرگمی میشود. او به بیان عدم ارزش معاملی برخی رفتارها و گفتارها میپردازد و به حقایق تلخی مانند عدم صداقت در روابط و دروغها اشاره میکند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که عمل و کردار مهمتر از گفتار است و در نهایت، زندگی با حقیقت و صداقت باید همراه باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افسر زرین سر آزاده را در کار نیست
نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست
باشد از تعبیر این خواب پریشان بی نیاز
اینقدر اندیشه در نظم جهان در کار نیست
مد احسان چون ندارد خامه شاخ بی بری است
نیشتر باشد رگ ابری که گوهربار نیست
مهر بر لب زن که در دیوان آن آیینه رو
طوطیان را آبروی سبزه زنگار نیست
از پرستاران دل افگار را داغی بس است
بهتر از دلسوز، شمعی بر سر بیمار نیست
نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام
پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست
باده خواران عیب هم را پرده داری می کنند
بزم می را رخنه ای چون دیده هشیار نیست
سعی در کردار بی گفتار مردان می کنند
رزق ما صائب به جز گفتار بی کردار نیست