غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۶۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

افسر زرین سر آزاده را در کار نیست

نقش عیب کاسه چینی است چون مودار نیست

۲

باشد از تعبیر این خواب پریشان بی نیاز

اینقدر اندیشه در نظم جهان در کار نیست

۳

مد احسان چون ندارد خامه شاخ بی بری است

نیشتر باشد رگ ابری که گوهربار نیست

۴

مهر بر لب زن که در دیوان آن آیینه رو

طوطیان را آبروی سبزه زنگار نیست

۵

از پرستاران دل افگار را داغی بس است

بهتر از دلسوز، شمعی بر سر بیمار نیست

۶

نگذرد مینای می خشک از لب خاموش جام

پیش ارباب سخاوت حاجت گفتار نیست

۷

باده خواران عیب هم را پرده داری می کنند

بزم می را رخنه ای چون دیده هشیار نیست

۸

سعی در کردار بی گفتار مردان می کنند

رزق ما صائب به جز گفتار بی کردار نیست

بازگشت به سروده‌های صائب