صیقل آیینه دل غیر آه سرد نیست
هر که را در دل نباشد آه، مرد درد نیست
این شعر به عمق احساسات و دردهای انسانی اشاره دارد. در آن گفته میشود که صیقل دادن دل و وجود انسانها کار آسانی نیست و باید درد واقعی را در دل احساس کرد. شاعر به زشتیهای درونی اشاره میکند و میگوید که هر کسی اگر خود را زشت ببیند، باید تغییر کند. در ادامه، به حسرت و انتظارهای نابجای ما از زندگی اشاره میشود و بیان میکند که در دنیای پر از مشکلات، قیمتی که باید بپردازیم، سنگین است. همچنین از مقایسههای مختلفی برای توصیف زیبایی و عشق استفاده میشود که نشاندهنده عدم وجود آن چیزی است که ما میطلبیم. در نهایت، به تداوم این درد و بیتوجهی اشاره شده است و اینکه گاهی در زندگی با مشکلات و فقدانها مواجه میشویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صیقل آیینه دل غیر آه سرد نیست
هر که را در دل نباشد آه، مرد درد نیست
ای که خود را در دل ما زشت منظر دیده ای
رنگ خود را چاره کن، آیینه ما زرد نیست
دیده را در بسته وقف حسرت او کرده ایم
از نسیم مصر مارا چشم راه آورد نیست
میکشان در روز باران خسرو وقت خودند
ابر گوهربار، کم از گنج باد آورد نیست
سینه صافان را غباری گر بود بر چهره است
در درون خانه آیینه راه گرد نیست
سنگ در عصمت سرای جام جم می افکند
گر نریزد خون واعظ دختر رزمرد نیست!
روز باران، گر شب آدینه باشد، می کشد
صائب ما در میان میکشان بی درد نیست