غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟

زخم دامن دار صبح از غمزه خونخوار کیست؟

۲

نقطه خاک از که چون ناقوس می نالد مدام؟

آسمان از کهکشان در حلقه زنار کیست

۳

قمری از کوکو چه می جوید درین بستانسرا؟

گوش گل پهن این چینن از حسرت گفتار کیست؟

۴

جلوه آن گل برون است از جهان رنگ و بو

سینه هر غنچه ای گنجینه اسرار کیست؟

۵

سنبل از رشک سر زلف که دارد پیچ و تاب؟

جوش خون لاله زار از غیرت رخسار کیست؟

۶

می کشد در پرده دل همچو صیادان نفس

غنچه گل در کمین گوشه دستار کیست؟

۷

دیده بانی هست لازم کاروان خفته را

عالمی در خواب ناز از دیده بیدار کیست؟

۸

کار عاشق نیست غمازی، ولی حال مرا

هر که بیند این چنین آشفته، داند کار کیست

۹

صائب از کلک تو شد آفاق پر برگ و نوا

این قدر برگ و نوا در غنچه منقار کیست؟

بازگشت به سروده‌های صائب