بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
می رود عمر سبکرو، این شتاب از بهر چیست؟
این غزل به توصیف احساساتی عمیق و فلسفی در مواجهه با عشق و زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از پرسشهای مکرر، به بررسی دلایل رفتارهای مختلف و گزندهای ناشی از دوری معشوق میپردازد. او از گذر زمان، جدایی و چگونگی ارتباط میان انسانها و عشق سخن میگوید و به نوعی به بیمعنایی برخی از اندیشهها و رفتارهای انسانی اشاره میکند. سوالاتی از قبیل چرا خورشید از ما رو برمیگرداند و یا چرا باید در جستجوی خوشی به باغ برویم، نشان دهندهی حس تحیر و سردرگمی اوست از وضعیت زندگی و عشق است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که بسیاری از تفکرات و تردیدها بیفایده هستند، زیرا زندگی از آنها فراتر میرود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
می رود عمر سبکرو، این شتاب از بهر چیست؟
روی گرداندن ز ما ای آفتاب از بهر چیست؟
اینقدر از سایه خود اجتناب از بهر چیست؟
ما اگر شایسته لطف نمایان نیستیم
خشم و ناز و رنجش بیجا، عتاب از بهر چیست؟
قسمت ما از تو چون چشم پر آبی بیش نیست
روی پوشیدن ز ما ای آفتاب از بهر چیست؟
زان لب میگون به خامی کام دل نتوان گرفت
آه گرم و اشک خونین ای کباب از بهر چیست؟
در تماشا، دیده قربانیان گستاخ نیست
پیش ما حیرانیان چندین حجاب از بهر چیست؟
با رخ گلگون چرا باید به سیر باغ رفت؟
با لب میگون تمنای شراب از بهر چیست؟
چون نمی آیی به خواب عاشقان از سرکشی
ریختن چندین نمک در چشم خواب از بهر چیست؟
پیش دریا از صدف گوهر سراپا گوش شد
گفتگوی پوچ چندین ای حباب از بهر چیست؟
رشته گوهر شود موجی که واصل شد به بحر
گفتگوی پوچ چندین ای حباب از بهر چیست؟
رشته گوهر شود موجی که واصل شد به بحر
زیر تیغ یار ای جان پیچ و تاب از بهر چیست؟
در دل گل ناله بلبل ندارد گر اثر
اشک شبنم، گریه تلخ گلاب از بهر چیست؟
کرده ای گر پاک با مردم حساب خویش را
اینقدر اندیشه از روز حساب از بهر چیست؟
چون به ریو و رنگ نتوان از جوانی طرف بست
حیرتی دارم که پیران را خضاب از بهر چیست؟
در بهاران هیچ عاقل توبه از می می کند؟
صائب این اندیشه های ناصواب از بهر چیست؟