محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
بشکند دستی که دست مردم افتاده بست!
برداشت: در اینجا شاعر با استفاده از تصاویری قوی به نقد رفتار محتسب (نگهبان دین و اخلاق) میپردازد. او میگوید محتسب به دلیل ناتوانیاش دست به منع نوشیدن میزند، اما این منع به خودی خود بیپایه است. شاعر میگوید اگر قرار باشد دست کسی که در حال نوشیدن است قطع شود، بهتر است که دست خود محتسب بشکند، زیرا او از جایگاه خود ناتوان است و نمیتواند به درستی دیگران را قضاوت کند. این بیان نشاندهنده تضاد قدرت و ضعف است و ناتوانی در برقراری عدالت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی