هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟
یا به دل بردن کمر ماه تمامش تنگ بست
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و تصاویر زیبا و دلنشینی از او ترسیم میکند. هالهای که گرد ماه رخسار او را احاطه کرده، به خوبی نمایانگر جذابیتش است. شاعر با بیان اینکه حسن او را چنان میبیند که گویی در کاروانی از زیبایی ها و ویژگیهای برجسته حرکت میکند، حسرت دلنوازی این زیبایی را نیز نشان میدهد. همچنین به مقایسهی زیبایی او با کوه و سنگ میپردازد و میگوید که چقدر دیدن او دشوار است. رنگ و زیباییهای مختلف نیز در این شعر به تصویر کشیده شده و نشان از دلباختگی شاعر به معشوق دارد. در نهایت، شاعر از دشواری بستن چشم به روی زیباییهای عذاران و دلبریهای او سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟
یا به دل بردن کمر ماه تمامش تنگ بست
کاروان حسن پنداری مسافر می شود
کز خط مشکین، لب لعلش میان را تنگ بست
لنگر تمکین نگردد قاف، حسن شوخ را
کوهکن تمثال شیرین را چسان بر سنگ بست؟
رنگ در هر دیدن از شاخی به شاخی می پرد
وقت آن کس خوش که دل بر عالم بیرنگ بست
صائب از رنگین عذاران چشم بستن مشکل است
چشم خود را چون حباب از باده گلرنگ بست؟