زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی است
گل به تردستی ز عکس تازه رویان چیدنی است
این شعر به مضامین فلسفی و انسانی میپردازد و تاکید دارد بر زودگذری زندگی و ضرورت آگاهی از آن. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت، زیبایی و زندگی به نقد وضعیتهای سخت و ناپایدار میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که زندگی چون آب روان است و انسانها باید از غم و گناه دوری کنند و به زیباییها بپردازند. زمان ارزشمند است و نباید آن را بیجهت از دست داد، چون در نهایت، زندگی برچیده میشود. همچنین، تصور میشود که در دلهای آزاد زیبایی و حسن خلق جای دارد و دل را باید از غم خالی کرده و با امید و نشاط به آینده نگریست. در نهایت، شاعر به اهمیت تلاش و کاشتن بذرهای خوب در زندگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی است
گل به تردستی ز عکس تازه رویان چیدنی است
گر لباس فاخری در عالم ایجاد هست
از گناه زیردستان چشم خود پوشیدنی است
پیشدستی کن، ازین تشویش خود را وارهان
جام پر زهر اجل چون عاقبت نوشیدنی است
از دم سرد خزان چون می رود آخر به باد
با لب خندان به گلچین سر چو گل بخشیدنی است
تا به کی در استخوان بندی گدازی مغز خود؟
این طلسم استخوانی چون ز هم پاشیدنی است
وقت خود ضایع مکن چون غافلان در چیدنش
چون بساط زندگانی عاقبت برچیدنی است
بر دل آزاده حسن خلق بند آهن است
از گل بی خار بیش از خار دامن چیدنی است
نیست از بخت سیه دلهای روشن را ملال
دیده آیینه شبها ایمن از نادیدنی است
دل ز اشک گرم خالی ساز هنگام صبوح
در زمین پاک، صائب تخم خود پاشیدنی است