غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است

بلبل و گل، سرو و قمری، لیلی و مجنون یکی است

۲

پرده بینایی ما نیست تغییر لباس

گردباد و محمل لیلی درین هامون یکی است

۳

نیست میزان تفاوت در میان عارفان

اعتبار عنبر و کف در دل جیحون یکی است

۴

طوطی هشیار از آیینه بیند پشت و روی

کعبه و بتخانه پیش دیده مجنون یکی است

۵

جوش مستی هر حبابی را فلاطون کرده است

ورنه در خمخانه افلاک، افلاطون یکی است

۶

ترجمان ما حجاب آلودگان بلبل بس است

نامه آشفتگان عشق را مضمون یکی است

۷

شرم عشقم فارغ از شرم رقیبان کرده است

صد حجابم بود در پیش نظر، اکنون یکی است

۸

جوش حسن گلرخان چون گل دو روزی بیش نیست

در بهارستان عالم حسن روزافزون یکی است

۹

پیش ما خونابه نوشان صائب از جوش ملال

نیش و نوش و زهر و تریاق و شراب و خون یکی است

بازگشت به سروده‌های صائب