غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است

عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است

۲

گرد سرگشتن به یاد می پرستان می دهد

خط مشکینی که بر دور لب پیمانه است

۳

گریه کردن را دلی می باید از گل شادتر

شاهد این حرف رنگین، گریه مستانه است

۴

ذوق رسوایی مرا از خانه بیرون می کشد

سنگ طفلان کهربای مردم دیوانه است

۵

عالمی را نقطه خال لبش بیهوش کرد

نقل این مجلس به صد کیفیت پیمانه است

۶

بالش بخت مرا ریحان تر در کار نست

خواب مخمل بی نیاز از منت افسانه است

۷

صائب از من چند پرسی آشنای کیستی؟

آشنارویی که دارم معنی بیگانه است

بازگشت به سروده‌های صائب